الملا فتح الله الكاشاني
187
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بن عمار از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه مراد از حيلولة حقتعالى آنست كه او سبحانه مانع مىشود از آنكه بنده حق را باطل گرداند و باطل را حق و هشام بن سالم نيز از آن حضرت روايت كرده عياشى اين را نيز در تفسير خود از محمد بن اسحاق نقل كرده و در كشف الاسرار آورده كه علما دل را دريابند لمن كان له قلب اشاره است بدان و عرفا دل را گم كنند * ( يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه ) * عبارت است از آن در بدايت دل هادى راه صوابست و در نهايت حجاب * ( وَأَنَّه ) * و بدانيد اين را نيز كه شان و قصه اينست كه * ( إِلَيْه تُحْشَرُونَ ) * بسوى او محشور خواهيد شد و مجازات عمل شما خواهد فرمود ( ان خيرا فخيرا و ان شرا فشرا ) * ( وَاتَّقُوا فِتْنَةً ) * و بپرهيزيد از گناهى كه اگر برسد عقوبت آن * ( لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * نرسد به كسانى كه ستم كردند * ( مِنْكُمْ ) * از شما * ( خَاصَّةً ) * در حالتى كه اختصاص داشته باشد به آنها بلكه عام باشد و به ظالم و غير ظالم اثر آن برسد و شامت آن به همه كس سرايت كند و آن بوقت افتراق كلمه است و ظهور بدع و مداهنه در امر معروف و نهى از منكر و تكاسل در جهاد و بدانكه لا تصيبن يا جواب امر است و معنى اينكه ( ان اصابتكم لا تصيب الظالمين منكم خاصة ) و اين ظاهرا صحيح نيست زيرا كه جواب شرط متردد است پس نون مؤكده مناسب نباشد و لكن چون متضمن معنى نهى است پس سايغ باشد كقوله ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُه و يا صفت فتنه است و لا براى نفى و اين شاذ است زيرا كه نون داخل نميشود در غير قسم يا نهى و جواب قسم محذوف است و يا نفى بر اراده قول بنا بر قرائت لتصيبن كه از شواذ است و احتمال دارد كه نهى باشد بعد از امر باتقاى ذنب از تعرض ظلم چه و بال آن مخصوص است به ظالم و من در منكم بر وجوه متقدمه براى تبعيض است و بنا بر دو وجه اخير براى تبيين و فايده آن تنبيه است بر آن كه بر منكر خاموش مباشيد و از آن چشم مپوشيد و از آن رضا مدهيد كه چون عذاب نازل شود ظالم و غير ظالم و خاص و عام در آن داخل شوند تا ظالم به جهت ظلم و غير ظالمان بجهة ترك امر بمعروف و نهى از منكر و نامكلفان از اطفال و مجانين و بهايم بر سبيل امتحان و اعتبار و لطف مر غير را مراد عذاب استيصال است كه بر امم سالفه رسيد و از ابن عباس روايتست كه ( الخطاب لاصحاب النبى صلَّى اللَّه عليه و آله خاصة ) و از حسن بصرى نقل است كه نزلت فى على و عمار و طلحة و زبير يعنى آيه در حق اين چهار كس نازل شد و بعد از آن گفت كه زبير چون اين آيه بخواند گفت سالها است كه ما اين آيه را بخوانديم و ندانستيم كه از اهل آنيم ( فاذا نحن المعنيون بها فخالفنا حتى